شيطان اندازه يک حبّه قند است
گاهي مي افتد توي فنجانِ دلِ ما
حل مي شود آرام آرام
بی آنکه اصلا ً ما بفهميم
و روحمان سر مي کشد آن را
آن چاي شيرين را
شيطان زهرآگين ِديرين را
آن وقت او خون مي شود در خانه تن
مي چرخد و مي گردد و مي ماند آنجا
او مي شود من .
پ.ن:میان فرشتگان تنها شیطان احساس غرور می کند !
چون او میدانست تو ارزش سجده کردن نداشتی....
+ آزاده |